persianweblog persianblog
من و روزبه و مانی

بی خوابی

دچار بی خوابی شده ام. چند وقت است؟ سه هفته؟ چهار هفته؟ نمی دانم.  به درازای یک تاریخ. می ترسم خوابم ببرد و ورق برگردد. وقتی که اینجا شب است همان لحظاتی است که سرنوشت ایران دارد رقم می خورد. در میدان آزادی، ونک، ولیعصر، هفت تیر. من سراسیمه در سایت ها می لولم. به احساساتم نهیب می زنم تا مبادا زیاده روی کند. گاه حریفش نمی شوم. در هجوم هیجاناتی از همه قسم نفسم بند میاید. به چشمانم اجازه می دهم فقط برای یک دقیقه اشک بریزد تا شاید کمی سبک شود تا باز به خود مسلط شوم.   

نمی خوابم. می ترسم بخوابم دیگر هیچگاه نتوانم بیدار شوم. الان موقع بیداری ست.

 

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸۸/۳/٢٧ - پروانه