خانه وبلاگ
ايميل من
نویسندگان وبلاگ
پروانه
آرشیو وبلاگ
لینک دوستان
.مانی موفرفری من
م قائد
علی حيدری
افرا و پاييز
حامد
صفورا
شادی بيضايی
منيرو روانيپور
پاتوق ادبی
احمد
محسن عمادی
عکس فوری
توکای مقدس
جشن بیکران
رضیه
صفا و وفا
نازخاتون
ارغوان
غريبه ای نام آشنا
داش مسعود
پژمان نوروزي
جوجو
داوود پنهاني
محبوبه
رضا علامه زاده
خورشید خانم
سرباز معلم
آلما
زانيار
زيتون
کریم جعفری
صندلی
صالح
مانی کلانی
محمد
گيتی
ladybird
آلوچه خانم
معلم فارسی
مریم اینا
IranDokht
campus watch
NّIAC
آنارشیست
نیلوگویه
گیس طلا
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان
اخبار ایران
شرمنده. روم سیاه. من فقط برای راهنمایی خواستن عرض می کنم خدمتتون و الا جسارت نمی کردم این چیزا رو به زبون بیارم. تازگی ها یه همسایه ی جدید پیدا کردیم. سلامت باشید. طبقه پایین مون. ما طبقه دوم هستیم، ایشون طبقه اول. این که میگم ایشون آخه از قرار معلوم فقط ایشون رسما مستاجر جدید این خونه هستند. بقیه کس و کاراشند. والله نمی دونم مجرده یا متاهله. آخه اینجا این چیزا خیلی معلوم نمیکنه. مثلا همین همسایه روبه رویی مون. ما مدتها به خیالمون که اینا معقول یک زن و شوهر هستند و اون طفل معصوم هم بچه شون. بعد یواش یواش دیدیم خانم هر وقت می خواد از شوهره، شوهره که چه عرض کنم همین مرد خونه، حرف بزنه هی میگه مای فرند مای فرند. یه بارم دعواشون شد مرده یه مشت بلا نصبت فاک فاک کرد و یه مشت آت آشغال هم از رو ایون پرت کرد بیرون و رفت. موند این خانم ِ فاک و بچه. گفتیم خوب زن حسابی بیکاری یه نره خر میاری بالا سر بچه ی دست گلت دلت خوشه مای فرند داری. بشین با بچه ات زندگی ات رو بکن. که باز چند وقت گذشت دیدم نخیر خبری از خانم نیست حالا، و لی بچه هه هست و مرده فرنده هم پیداش شده با یه زن دیگه. هر روز بچه رو می برن مدرسه و میارن و مادره هم آب شده رفته زیر زمین. تا این که همین دو روز پیش شوهرم رفته بود وال مارت نمی دونم چی بخره یا چی پس بده که مادره رو اونجا می بینه با یه مرد دیگه. هلو و هاو آر یو و اینا. زنه خیلی راحت برمی گرده مرده رو معرفی کردن که مای فرند!
خلاصه. سرتونو درد نیارم. اونا به جهنم هر کی می خوان باشن. این بچه هم ایشاالله بزرگ شد خودش میره ننه باباشو پیدا می کنه. مگه هر روز تو تلویزیون نشون نمیده که یه زنی میاد دادگاه با بچه اش اون طرف هم ردیف یه مشت غول بیابونی سفید و سیاه نشستن که ببینه بابای بچه اش کدومه. یه مشت تو سر و کله هم میزنن و آخر قاضی میگه خوب همه شات آپ جواب آزمایش دی ان امه، بی ام وهه، چی چیه اونو می خونه. حالا یا معلوم میشه که یکیشون راست راستی بابای بچه است که خدا نصیب نکنه بچه هه بتیم می موند بهترش بود یا معلوم میشه که زرشک اینا هیچ کدوم باباهه نیستند و باباهه هر کیه بچه رو پس انداخنه و فلنگ رو بسته.
باز از موضوع پرت شدم. همسایه پایینی رو می گفتم .....
ادامه دارد!
-------
- دستتون درد نکنه. کتاب ها رسید! یو آر دِ بست!
- برف و سمفونی ابری را در سفر به فیلادلفیا وقتی که به خاطر طوفان برف پروازها کنسل شد و ما در هتل هیلتون گیر کردیم (!) کنار شومینه ی بار هتل خواندم. اگر هنوز دلتون نسوخته از چشم انداز بناهای تاریخی سفید پوش پشت پنجره یا مسافرین جام به دست درون بار تعریف کنم؟ حالا نوبت پرسه زیر درختان تاغ هست.
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸۸/۱٢/۱۱ - پروانه