خانه وبلاگ
ايميل من
نویسندگان وبلاگ
پروانه
آرشیو وبلاگ
لینک دوستان
.مانی موفرفری من
م قائد
علی حيدری
افرا و پاييز
حامد
صفورا
شادی بيضايی
منيرو روانيپور
پاتوق ادبی
احمد
محسن عمادی
عکس فوری
توکای مقدس
جشن بیکران
رضیه
صفا و وفا
نازخاتون
ارغوان
غريبه ای نام آشنا
داش مسعود
پژمان نوروزي
جوجو
داوود پنهاني
محبوبه
رضا علامه زاده
خورشید خانم
سرباز معلم
آلما
زانيار
زيتون
کریم جعفری
صندلی
صالح
مانی کلانی
محمد
گيتی
ladybird
آلوچه خانم
معلم فارسی
مریم اینا
IranDokht
campus watch
NّIAC
آنارشیست
نیلوگویه
گیس طلا
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان
اخبار ایران
پارسال اواسط همین ماه محترمی که ما یه جورایی بهش عادت داریم یکی از اقوام دور از ایران بهم زنگ زد. من خوشحال که بابا این فامیل های ما هم بعضی هاشون مرام دارند ها من قدرشون رو نمی دونم. کلی تحویل گرفتم سلام و احوال پرسی و اینا که خانم یهو گفت فلانی غرض از مزاحمت می خواستم ببینم تو یه خاطره از روز معلم ننوشتی بفرستی برای من؟ من که هنوز در عالم شرمندگی بابت قدرناشناسی مرام نهفته اقوام بودم گردن کج کردم که نمیدونم، اصلا خاطرات معلمی ما چه قابلی داره. گفت من وبلاگ تو رو می خونم از قلمت خوشم میاد. گفتم وای اصلا تف کن من توش شنا کنم ولی نه همچین خاطره ای ندارم. گفت می تونی یکی جور کنی؟ جور کنم؟ نویسنده ای شدم واسه خودم ها. سفارش می گیرم! مزهء شکلاتی که یک روز معلم دو شاگرد دوقلوی خردسالم بهم داده بودند و خواسته بودند جلوی چشمهای براق خودشون بخورمش تا شاهد لذتم باشند اومد زیر زبونم. گفتم باشه حتما یه وقتی که مناسبتش پیش بیاد باید این کار رو بکنم. گفت آخه من عجله دارم، تو که دستت روونه یکی- دو روزه یه چیزی سر هم کن دیگه. من دیگه در حال تجدید نظر ارزش مرام فامیل گفتم حالا چرا اینقدر عجله؟ فرمودند آخه من در مسابقه مقاله نویسی آموزش و پرورش مقام آوردم حالا می خوام توی مسابقه خاطره نویسی اش هم شرکت کنم...
بیابید حال ما را!
گفتم راستی از مملکت چه خبر؟ شنیدم یه شب در میون میرید تو خیابون با هم مناظ ر ا ت رنگی می کنید. حالا چه رنگیش هستی تو؟
نیش خند زد:
- ما تک رنگ نیستیم. سه رنگیم. پرچم مال ماست.
- ملتفتم.
ته زبانم تلخ شد. شاید یکی از بادام های شکلات تلخ بوده. گوشی را که قطع کردم دلخور گفتم:
- تقلب می کنه!
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸٩/۳/٢٥ - پروانه