persianweblog persianblog
من و روزبه و مانی

دل بده قلوه بستون حوصله کن بابا جون

ویژه بابام!

بهنام بدووووو! (آخه بهنام باید عکسها رو بذاره اینجا! خوب دیگه!)
بهنام:‌بابا گذاشتم ديگه چقدر نق می‌زنی پروانه!!!!
آهان..درست شد:

سناریو: 

مامان داره گوشتارو خرد میکنه تا فریز کنه. بابا پشت کامپیوتر تو نت پرسه میزنه.مانی با ماشین ها و حیوونهاش همه جا رو تبدیل به خیابون و باغ وحش کرده و هنوز دنبال سوژه میگرده...

مانی:

-مامان این چیه؟

مامان:

-قلوهء گاو.

- چی؟

-قلوهء گاو. beef kidney

- چیکارش میکنن؟

- کباب میکنن میخورن.

-   (با دستپاچگی  و التماس) کباب؟

-آره. میخوای یه خردشو کباب کنم ببنی چه جوریه؟

- (ورجه وورجه)چه جوری؟

- وایسا نگاه کن..اینجوری ...اینجوری...بعد...حالا باید بذاریمش رو آتیش.

-

 

مامان:

- خوب آماده هست!

مانی:

- جونم جوووون. باباااااا.مامانم کباب الویه گاو درست کرده !!!

روزبه (از دور، بی تفاوت متمایل به تو ذوق زنی):

-   بخور !

- باشه. yumy yumy yumyy!

 

!!!.... 

---------

 ۲۲بهمن، خجسته سالروز میلاد مسعود را تبریک و تهنیت عرض مینمایم

داش مسعودم رو میگم

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٥/۱۱/٢٢ - پروانه