persianweblog persianblog
من و روزبه و مانی

گزارش تصويری از brunch در حيات خونه ايمرا و لئی

اونقدر از ایمرا و لئونارد نوشتم که سوت گوششون اتصالی کرد و مجبور شدن به وعدهء دعوت برای یک صبهار (صبحانه ناهار) تو حیات خونه شون عمل کنند. صبحانه رو با آرامش و بدون خرابکاری تا ته خوردیم چون هم مانی تو حیات آزادتر به ورجه و وورجهء میان غذاییش میرسید و هم زیاد بساط دیس چرخون نداشتیم و هم من ننشستم تا همه هر چی میخواستند کشیدن! ایمرا اینبار خودش شخصا غذای اصلی رو سرو کرد.جای مانی و کورتی(همبازی مانی) رو هم بالا و پایین میز اعلام کرد! خانومیه ها! جالب اینکه چون شنیده بود سر میز هفت سین ما آیینه میذاریم و از این ایده خوشش اومده بود برای هر کس یه آینه رو میز کذاشته بود و از من خواست که یه lecture  درباره اش بدم. به این بهانه گفتگوی تمدن ها راه افتاد.

لینک آلبوم عکسارو میذارم.چند تا عکس هم از کاروان دیوید میبینید که باهاش آمریکا و کانادا رو گز کرده.

راستی، کسانی که احساس نامحرمیت میکنند نیاند تو آلبوم.

http://usera.imagecave.com/mymani/Imra/

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٥/۱٢/٢۳ - پروانه