خانه وبلاگ
ايميل من
نویسندگان وبلاگ
پروانه
آرشیو وبلاگ
لینک دوستان
.مانی موفرفری من
م قائد
علی حيدری
افرا و پاييز
حامد
صفورا
شادی بيضايی
منيرو روانيپور
پاتوق ادبی
احمد
محسن عمادی
عکس فوری
توکای مقدس
جشن بیکران
رضیه
صفا و وفا
نازخاتون
ارغوان
غريبه ای نام آشنا
داش مسعود
پژمان نوروزي
جوجو
داوود پنهاني
محبوبه
رضا علامه زاده
خورشید خانم
سرباز معلم
آلما
زانيار
زيتون
کریم جعفری
صندلی
صالح
مانی کلانی
محمد
گيتی
ladybird
آلوچه خانم
معلم فارسی
مریم اینا
IranDokht
campus watch
NّIAC
آنارشیست
نیلوگویه
گیس طلا
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان
اخبار ایران
اونقدر از ایمرا و لئونارد نوشتم که سوت گوششون اتصالی کرد و مجبور شدن به وعدهء دعوت برای یک صبهار (صبحانه ناهار) تو حیات خونه شون عمل کنند. صبحانه رو با آرامش و بدون خرابکاری تا ته خوردیم چون هم مانی تو حیات آزادتر به ورجه و وورجهء میان غذاییش میرسید و هم زیاد بساط دیس چرخون نداشتیم و هم من ننشستم تا همه هر چی میخواستند کشیدن! ایمرا اینبار خودش شخصا غذای اصلی رو سرو کرد.جای مانی و کورتی(همبازی مانی) رو هم بالا و پایین میز اعلام کرد! خانومیه ها! جالب اینکه چون شنیده بود سر میز هفت سین ما آیینه میذاریم و از این ایده خوشش اومده بود برای هر کس یه آینه رو میز کذاشته بود و از من خواست که یه lecture درباره اش بدم. به این بهانه گفتگوی تمدن ها راه افتاد.
لینک آلبوم عکسارو میذارم.چند تا عکس هم از کاروان دیوید میبینید که باهاش آمریکا و کانادا رو گز کرده.
راستی، کسانی که احساس نامحرمیت میکنند نیاند تو آلبوم.
http://usera.imagecave.com/mymani/Imra/
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸٥/۱٢/٢۳ - پروانه