خانه وبلاگ
ايميل من
نویسندگان وبلاگ
پروانه
آرشیو وبلاگ
لینک دوستان
.مانی موفرفری من
م قائد
علی حيدری
افرا و پاييز
حامد
صفورا
شادی بيضايی
منيرو روانيپور
پاتوق ادبی
احمد
محسن عمادی
عکس فوری
توکای مقدس
جشن بیکران
رضیه
صفا و وفا
نازخاتون
ارغوان
غريبه ای نام آشنا
داش مسعود
پژمان نوروزي
جوجو
داوود پنهاني
محبوبه
رضا علامه زاده
خورشید خانم
سرباز معلم
آلما
زانيار
زيتون
کریم جعفری
صندلی
صالح
مانی کلانی
محمد
گيتی
ladybird
آلوچه خانم
معلم فارسی
مریم اینا
IranDokht
campus watch
NّIAC
آنارشیست
نیلوگویه
گیس طلا
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان
اخبار ایران

مرکز واشنگتن یه بلوار سبز خیلی پهن هست به پهنای شاید ۱۰۰ متر و طول تقریبا هزار متر. بهش میگن مال. در یک انتهای این بلوار بنای سنگی سفید کنگره (همونی که تو عکس پست پایین یه خانم ایرونی جلوش وایساده!) خود نمایی میکنه و در انتهای دیگه برج سفید مانیومنت مثل لوبیای سحر آمیز تا دل آسمون قد کشیده (این یکی لوبیا سفیده). در تمام امتداد این بلوار سبز موزه ها و گالری های ملی و بین المللی ردیفند. بلوار سبز و کوتاهتری این بلوار رو قطع میکنه که در انتهاش کاخ چهار گوش سفید هست. توی چند خیابان موازی با این دو بلوار پر هست ازساختمانهای دولتی که معماریشون کم از معماری موزه ها ندارند. بنای مانیومنت گرد دیگری هم کمی دور تر از این بلوار هست که چون تو دل آب قرار داره منظره اش بی نظیره. مساحت تمام این فضا خیلی زیاد نیست. به قول نسیم (زیباترین اثری که در این سفر دیدم. چه باجان چه بی جان!) اگر محیط این فضا رو بدون توقف و تند راه بری شاید ۴۵ دقیقه طول بکشه. البته بیشتر طول میکشه ولی خلاصه مساحتش خیلی زیاد نیست. اما حجمش! اون همه موزه و گالری و بناهای اطراف بلوار از یک طرف و آدمهای وسط بلوار از طرف دیگه مگه میشه از کنارشون تند گذشت و رفت؟ به روزبه میگم اینجا رو باید حد اقل یک هفته گشت. و جالب اینکه این یک هفته گشت و گذار تو قلب دنیا میتونه نسبتا کم خرج هم باشه. تمام موزه ها و گالری ها رایگان! کلی حیفم اومد وقت نبود ببینمشون. راستش من اون وسط بلوار رو ترجیح میدادم. روزی که من اونجا بودم تظاهرات علیه سیاست های جنگ طلبانه جمهوری خواهان بود. نگذارید کلمه تظاهرات ببرتتون تو تصور گله های میلیونی مردم که دارن هوار میکشن و بد و بیراه به این کشور و اون کشور میگن و از خودشون یه تصویر وحشی میسازند و به ضرر خودشون رفتار میکنن. این معترضین بیشتر به شکلهای گروهی اینجا و اونجا وسط بلوار مستقر شده بودن و یا پلاکاردی نصب کرده بودند، یا پشت بلند گو با آرامش ( کاملا حواس جمع چگونه جلوه کردن ظاهرشون ) حرفای خوب خوب میزدن و یا آواز میخوندن. عده ای هم مشغول عضو گیری و حمع آوری امضا بودن. (بدون هیچ اصرار و سماجتی البته)
مردم عادی دور از سیاست هم اطراف میپلکیدند. اونها یا به موزه و گالری میرفتند یا ورزش میکردن: دو، دوچرخه سواری، فوتبال...
و تعداد زیادی توریست. هندی (یا مشابهشون) ، چشم بادومی ( همه کپی برابر اصل)، مکزیکی سیاه پوست، اروپایی و تعدادی هم تقریبا هم شکل های خودمون. اغلب توریست ها اطراف بلوار بودن تا وسط. بیشتر دور و بر موزه ها و بنای کنگره میچرخیدند و عکس میانداختند. اصلا کاری نداشتند اون وسط چه خبره! انگار همه غیر از ما میدونن که اعتراض امریکایی به رئیس جمهورش اونقدر ها هم ضد آمریکایی نیست. یه بگو مگوی خانوادگیه. خنک شدن دل کشوری مثل ایران از اعتراض امریکایی به دولتش ساده لوحانه هست. همین آمریکایی های معترض بسیار خشنود به نظر میرسیدند. این مهمه که: امریکایی به امریکایی بودنش افتخار میکنه . این رو حتی تو اعتراضش هم میشه دید.این هم مهمه که : آمریکایی حالش خوبه. این رو حتی تو اعتراضش هم میشه دید. هیچ توریستی اونجا ندیدیم که به اندازهء این آمریکایی های مثلا معترض سر حال به نظر بیاد. هیچ توریستی اونجا ندیدم که به اندازه ء همین امریکایی های معترض با اعتماد به نفس به نظر بیاد. اگر تو این توریست ها حس افتخار بود از این بود که در واشنگتن ، قدم رو پله های کنگره گذاشته اند و دارند این صحنه رو با دوربینشون ثبت میکنند تا یا قابش کنند یا بفرستند برای دوست و اقوام یا مثل من بگذارند رو وبلاگشون و پزش رو بدن! این فقط پز هست ، نه افتخار.
پز اونیه که روش یه شمارهء بی معنی میخوره و بایگانی میشه تو فهرست سال شمار زندگی آدم واسه خاک خوردن .ولی افتخار اونیه که تو کیفیت احوال آدم تاثیری جاری بذاره.
دارم پرت میشم.
-----------------------
در مورد سفر باز مینویسم.
این آلبوم واشنگتن:
http://usera.imagecave.com/mymani2/washingtontrip/
------------------------
بخش خودمونی:
- لینک وبلاگ نسیم همین بغل هست. از اوناست که باید بهش افتخار کرد.
- فرار مغزها از پرشن بلاگ: بهنام پر! آدرس وبلاگ ژیگولی جدیدش تو لیست لینک ها هست.مبارکه.
- در مورد سرخپوست ها بعدن باز صحبت میکنیم. دوست سرخپوستی پیدا کردیم که فکر میکنم خیلی چیزا ازش یاد بگیریم.
- صفورا جان اون لباسه رو تقریبا از آشغال دونی خریدم ۲۵۰ سنت! تقریبا ۲۰۰ تومن. ولی نقاب یه کار هنری اساسی سرخپوستیه. تو یه مزایده براش تلاش کردم !
- شادی جون . تبریک. حالا چه کنیم با فضولی هامون؟
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸٦/٢/۱٤ - پروانه
