persianweblog persianblog
من و روزبه و مانی

پين پين پنبه...زنی (بازی برداشت شخصی)

توجه: به آخر این پست برداشت شخصی از چند دوست فقط وبلاگی (تا حالا) اضافه شد.

----------

آق بهنام ما یه بازی نمی دونم از کجاش در آورده به نام بازی برداشت شخصی. اینجوری که باید چند نفر بلاگر رو انتخاب کنیم و برداشت شخصی مون رو دربارشون خیلی موجز بنویسم. بعد به اون چند نفر تو کامنتشون خبر بدیم که آقا چه نشسته اید که رسما پشت سرتون صفحه گذاشتیم از نوع گلوبالش. حالا بیا و زورت میرسه از حیثیتت دفاع کن! طرف هم میاد و در مورد درست بودن  یا غلط (بی جا) کردن صفحه گذارنده کامنت میده و دیگه احتمالا کار به پلیس بین الممل کشیده میشه. البته بهنام برای این بازی کلی قواعد و ادا اصول اخلاقی از مغز وب گونه اش ( یعنی تار عنکبوت بسته!) در آورده که مثلا مواظب باشه بازی بدون ضرب و جرح و خسارت جانی به پایان برسه (زهی خیال باطل). اولین گیر رو هم به من داده که متقابلا در اینجا فیتیله پیچش میکنیم. ولی از اونجایی که من اصول موصول حالیم نیست دلم میخواد در مورد بهنام توصیفی بنویسم. و در مورد بقیه دوستان طبق اصول بازی کوتاه.

بهنام از دید من:

بهنام از بعضی جهات خصوصیات شیر رو داره . نه شیر جنگل ها. شیر پاکتی. از اون جهت که بسیار استریلیزه و پاستوریزه هست. واسه این میگم استریلیزه هست که آقا خیلی تر تمیز و مامانی تشریف دارند. باید تو سفر کاشانمون بودید و ست بیرجامه آقا رو می دیدید!  و پاستوریزه از اون جهت که این بشر به طرز کسالت آوری اهل هیچ گونه خلاف (حتی از نوع شرعیش) نیست. آخر خلافش تو شبگردی اکیپی مردونه اش اینه که تو سبزی فروشی ساعت ۲ نصفه شب جناب عموسبزی فروش رو شیر کنند و مخش رو بزنن که یه قلیون براشون چاق کنه و یه عمر دربارهء خاطرات هیجان انگیز هنرنمایی دود حلقه ای و مارپیچی و سیخونکی در آوردن از دهان و دماغ و سوراخ سنبه هاشون لاف بیان.

و اما از جنبه های دیگری بهنام خصوصیات سگ رو داره. نه سگ پاکتی بابا! نه آقاجون سگ پلاستیکی هم نه. سگ دیگه، سگ. ولی از نوع خانگی  و مموشی اش، ملقب به هاپو! ایشون سماجت وار بامرام و با وفا هستن.  البت گفته باشم، نه واسه همه کس ها! کس داریم تا کس.  مثلا همین همسر محترم بنده. چند بار تا حالا براش بد عنقی کرده باشه خوبه؟ 

 یکی دیگه از خصوصیات بهنام که اینجانب در تمام مدت رفاقت با غرض و بدون مرضمون تا حالا تا تونستم ازش سوء استفاده ام رو کردم و کک وجدانم هم نمی گزه مسئولیت پذیری ایشونه. اگر ازش بخواهی یه کاری برات بکنه ممکنه عزا بگیره ولی طفلک رد نمیکنه. گرچه جون آدم رو بالا میاره بس که کشش میده و غر میزنه و عشوه میاد ، ولی نهایتا کار رو راه میندازه.

و مهمترین خصوصیتش (برای شخص بنده) این هست که آخر جنبه و ادبه! هر چی باهاش شوخی کنی،اصلا شورش رو در بیاری، امکان نداره پاشو از گلیم ادب بفتش درازتر کنه. کفر آدم در میاد ! تازه هر هر میخنده!!!

 آها! یه اشکال! گاهی آخوند میشه. مخصوصا از وقتی اومده فرنگ . بره بالای منبر مگه دیگه ول میکنه؟ تا همهء فرزندان قابیل رو به راه هابیل هدایت نکنه از اون بالا پایین نمیاد.در این مورد من در امانم. چون بیشتر نقش ننه حوا رو دارم تا نوادگان آدم.

بله. اینجوریاست. رفیق خوبیه والله. فقط تا حالا حریف پرچونگی های مقادیر نمکینی خاله زنکی اش نشدم که بی خیال. کی بهتر از بهنام که تو این غربت مخش رو بخورم؟

این از بهنام .

در مورد بقیه طبق اصول بازی مختصر مینویسم.

 مسعود: عجول اما با پشتکار، نامرتب اما تمیز، ساده دل و خوش قلب، بانمک، گاهی گیر سه پیچ، روشن بین. بی ریا.

و اما دوستان وبلاگی (این دیگه در حد رمالی فقط برداشت شهودی شخصیه!)

غزال: : به نسبت سنش عاقل (مگه چند سالشه؟!) ،  با معرفت، نقاد، تودار، شنوده، ریزبین، احتمالا ریزه میزه.

صفورا:    متین، اجتماعی، منطقی، خوش باور، آرام، احتمالا گاهی مقادیری خانم بزرگ.

موش خانگی: بی ادعا، شیطون، زبل، بی شیله پیله، خودمونی و راحت، خوش سر و زبون ،گاهی فراموشکار و بی خیال.

زاغچه: درون گرا، با احساس، ناز نازی، مودب، تخیل قوی، خوش لباس.

 ------------پایان پنبه زنی شخصی--------------

شووووت

من دوست دارم توپ رو به طرف صفورا و غزال و زاغچه و موش خانگی شوت کنم.  ولی اگر کسی مثل مسعود اهل دیریپ باشه بهتر. بازی پرهیجان تر میشه. در واقع دعوت لازم نیست. هر کس حال و جنبه و جرئتش رو داره بفرماد بازی. چند نفر رو انتخاب کنید و .....بهنام آموزش رو داده.

شیپور میزنیمممممم

 

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٦/۳/۱٠ - پروانه