persianweblog persianblog
من و روزبه و مانی

بازی امريکايی

تصور کنید در امریکا  توی  مهمونی  دانشجویان تحصیلات تکمیلی به مناسبت  شروع سال تحصیلی جدید هستید. با چهار پنج نفری  از قبل آشنایی دارید و با ده بیست نفر دیگه هم دارید تازه آشنا می شید. مهمونها همه یا اهل خاور میانه هستند یا  دانشجوی رشته های مربوط به خاور میانه یا صرفا علاقمند. یکی از اهداف این مجلس  تبادل فرهنگی بین اهالی خاور میانه و امریکایی ها هست. وارد میشی. مهمونها دسته دسته تو هال یا اتاق غذاخوری یا حیاط دور هم جمع شدن و درحالیکه یه بشقاب غذا یا لیوان نوشیدنی تو  دستشون یا روی میزشون هست مشغول گپ زدنن هستن.اغلب آقایون تیشرت و شلوار یا شلوارک جین تنشون هست. خانم ها متنوع پوشیدن. پیرهن دکلته مشکی، تاپ و شلوارک و دستمال سر، تیشرت و جین و حتی دو نفر شال سر وپیرهن بلند پوشیده .  یه موسیقی پاپ ملایم  هم از بلندگوهای ناپیدا داره پخش میشه.

اول خانم صاحب مجلس با سگ پشمالوش به استقبالت میاد. توضیح می ده که میز غذا کجاست و نوشیدنی کجاست و سفارش می کنه از خودتون پذیزایی کنید.

بعد یه دختر امریکایی آشنا سراغت  میاد. ازش جویای اخبار و احوال در مورد سفر اخیرش به  ایران  می شی (بهش خیلی خوش گذشته).

بعد سری به میز سلف سرویس غذا می زنی و بشقاب لازانیا به دست میری تو حیاط و دور میزی می شینی و به حرفای چند دختر امریکایی، افغانی الاصل و  ایرانی  در مورد استاد هاشون گوش می کنی.

 بعد  با پسر اهل ترکیه که داره  ته چین ایرونی می خوره و به به و چه چه می کنه از دونر و آنکارا چیزکی می گید و می شنوید .

بعد در حالیکه یه جور کشک و بادمجون عربی رو مزه مزه می کنید  از یه دختر امریکایی در مورد تجربه اش در کمک به یه خانوادهء  پناهنده  اهل ترکیه می پرسید.

بعد با چند دختر امریکایی  دور یک میز در حالی که یه جور کوفتهء عربی می خوردید  در مورد وجود یا عدم وجود حس ناسیونالیستی ایرانی ها گپی می زنید.

 بعد در حالیکه یه جور کوکوی نمی دونم کجایی می خورید با یه دختر امریکایی/ افغانی در مورد امنیت سفر به افغانستان صحبت می کنید

 بعد در حالیکه  کنار میز عکس های یادگاری صاحب مجلس ایستادید  سر به سر  دختر ایرانی  که قصد داره  با یه پسر فلسطینی مسیحی  ازدواج کنه میذارید وتو بحث داغ  تشکیل کلوب همسران دانشجویان به قصد غیبت و توطئه و جاسوسی  شرکت میکنید.

  بعد در حالیکه رو مبلها لم دادید و هنوز دارید یه چیزای  که به خودتون مربوطه می نوشیدد با یه پسر عراقی و یه زن و شوهر امریکایی/فرانسوی و یه مرد ایرانی در مورد  وضعیت دموکراسی عراق و نقش امریکا و اختلافات شیعی و سنی بحث میکنید .

یه دفعه دعوت می شید به شرکت در یک بازی تیپیکال امریکایی که تو حیاط داره اجرا می شه. بعضی ها  شرکت نمی کنن. یا خداحافظی میکنن یا دور و بر می پلکند. بارون گرفته. مشعلهای دو طرف ایوون آب بارون رو بخار میکنه.  ترجمه اسم بازی  میشه  " آخر جرئت " یا  " آخر دل و جیگر". یه چیزایی شبیه اش رو تو ایران دیده بودی. ولی اصل اش رو برای اولین بار داری  تجربه  می کنی. جمعیت  زیر تاقی ایون دور میز بازی جمع شدن.  بعضی راحت لم دادن بعضی شوخی و  سر و صدا می کنند و بعضی هی دور می چرخن و سرک می کش. کل کل به راهه.  یک جعبه  دست به دست می چرخه. نوبت هر کس می شه از توش یه کارت بر می داره. می خوندش. قراره  دستوری رو  که کارت بهش داده  اجرا کنه.  اغلب دستورها به قول خودشون درتی (= کثیف) هست.

 

- آیا تا به حال مورد خشونت/ اهانت جنسی قرار گرفتید ؟ تعریف کنید!

- آیا شما در هنگام عشق بازی  اسم طرف مقابل خودتون رو با ناله صدا میزنید؟ اگر بله ، همینجا آن را تقلید کنید. اگر خیر، یک تکه از لباسهایتان را دربیاورید!

- سعی کنید اولین نفر از جنس مخالفتان را که در سمت چپ شما نشسته است را متقاعد کنید که یک تکه از لباسش را در بیاره. اگر موفق نشید خودتون باید یک تکه از لباستون رو در آرید!

- کفشتان را با کفش اولین  جنس مخالفتان که سمت راست شما نشسته عوض کنید!

- روبروی اولین  جنس مخالفتان که سمت چپ شما نشسته بایستید. پای چپتون رو روی پای راستش بگذارید و دست راستتون رو روی شانهء چپش بگذارید و روی نوک پای راستتون بلن بشید و 20 ثانیه همانجا بمانید!

- تصور کنید 90 ساله هستید. نمایش دهید چگونه عشق بازی می کنید!

- (تخمین  سایز بعضی از اعضای بازیکن ها)

همه دارن سعی می کنن که کم نیارن.  غیر از شما سه چهار نفر تازه وارد همه حرفه ای هستن. شاهدید که دستورات آسون تر به راحتی اجرا میشه. مثل عوض کردن کفش. دستورات کمی سخت تر بستگی به آدمش داره. پسر عراقی سرخ می شه و با لبخنند سرش رو تکون میده و کارت رو رو میز میذاره. ولی از بازی خارج نمیشه. دختر افغانی الاصل امریکایی  با شوخی یه اسم فرضی رو  ناله می کنه و برای خنده صدای شغال در میاره.  پسر امریکایی یه نمایش ملایم کمدی از پیرمردی میده، که یه تکونی به کمرش میده و نفسش بند میاد و مجبور می شه ماسک تنفس بذاره. و اما دستورات آنچنانی . بعضی ها اعلام میکنن که به خاطر حضور بچه از انجام دستور معذورن و کارت رو از رده خارج می کنن. بقیه غر میزنن که بچه که تو حیات نیست . بعضی سعی میکنن  یه راهی برای تلطیف دستور پیدا  کنن. پسر امریکایی احتمال  متقاعد کردن دختر ایرانی بغل دستی اش رو بر آورد می کنه. دختر ایرانی بهش میگه  تو تلاشت رو بکن ولی امکان نداره. پسر  در حال  اجرای  یک نمایش پر از  لفاظی کمیک  دکمه  شلوارکش رو چند بار باز و بسته میکنه. جمعیت از خنده می ترکه.  خانم صاحب مجلس خیلی جدی ولی سرسری در مورد سایز بعضی از اعضای آقایون  نظر میده . دختری که تقریبا قهرمان  رو کم کنی داره میشه (ملیتش رو  نمی گم که خودتون حدس بزنید ) دستش رو اول می کنه پشت تاپش و بعد  زیر لباسش و یک تکه از لباسهای زیرش رو در میاره و بیست ثانیه روی پای پسر سمت چپش می شینه!

یادتون باشه که شما دارید تصور می کنید. یا شاید تخیل.  جعبه کارت داره به شما نزدیک می شه. باید تصمیم بگیرید که می خواهید تو بازی قرار بگیرید یا نه. اگر نه چه جوری. اگر آره چه جوری؟ نوبت بغل دستی شما شد. فکر کنید. یادتون باشه که شما آمدید که در امریکا زندگی کنید. از نزدیک ببینید و تجربه کنید و تصمیم بگیرید. الان موقع یکی از اون دیدن ها و تجربه کردن ها و تصمیم گیری هاست. زیاد وقت ندارید. تصمیم بگیرید. حالا جعبه رو گذاشتن تو دست شماو منتظرند. خوب؟ چه می کنید؟

-------------------------

- این بحث تخیلی ولی جدی هست.

- اگر دلتون میخواد می تونید بدون ذکر نام نظر بدید یا ایمیل بزنید.

 -قصد دارم  پست بعدی رو در مورد همین موضوع ولی بعد از شنیدن نظرات شم ابنویسم.

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٦/٦/٧ - پروانه