خانه وبلاگ
ايميل من
نویسندگان وبلاگ
پروانه
آرشیو وبلاگ
لینک دوستان
.مانی موفرفری من
م قائد
علی حيدری
افرا و پاييز
حامد
صفورا
شادی بيضايی
منيرو روانيپور
پاتوق ادبی
احمد
محسن عمادی
عکس فوری
توکای مقدس
جشن بیکران
رضیه
صفا و وفا
نازخاتون
ارغوان
غريبه ای نام آشنا
داش مسعود
پژمان نوروزي
جوجو
داوود پنهاني
محبوبه
رضا علامه زاده
خورشید خانم
سرباز معلم
آلما
زانيار
زيتون
کریم جعفری
صندلی
صالح
مانی کلانی
محمد
گيتی
ladybird
آلوچه خانم
معلم فارسی
مریم اینا
IranDokht
campus watch
NّIAC
آنارشیست
نیلوگویه
گیس طلا
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان
اخبار ایران
می خوام روی نظرهای داده شده بلند فکر کنم. شاید هم سوالی برای من یا شما پیش بیاد که به پخته تر شدن (بلکه هم سوختن) فکرم تاثیر بگذاره.تو پست قبلی سوالی مطرح کرده بودم که جوابش می تونست این باشه که بازی می کنم یا بازی نمیکنم. والبته چرا و چطوری .
در مورد جواب بازی می کنم یا بازی نمی کنم:
تقریبا یک سوم دوستان با شرکت در بازی مخالفت کردند. دو سوم اعلام کرد که بازی میکنند.اغلب جمع و محیط رو شرط اول دونستند. از بین اهل بازی فقط 2 نفر (تا جایی که من میدونم) خانم هستند . البته یکی از خانم ها گفته که در حین کامنت دادن نظرش عوض شده و اونقدرها هم که اولش شوکه شده بوده قضیه رو حاد نمی بینه. از بین کسانی که با شرکت در بازی مخالفند اکثرشون ترجیح می دهند فقط بازی رو تما شا کنند.
علت هایی که برای بازی کردن، نکردن، و تماشا کردن بازی مطرح شده قابل تامل هست. هیچ اسمی رو نمیارم تا بیشتر به خود نظر فکر بشه نه در مورد گوینده. امیدوارم اینجوری تحمل نقد شدن نظرمون بالا بره. نقل قول هایی که کپی کردم اگر متعلق به خانم بوده صورتی و اگر آقا آبی هست.
چرا بازی می کنم:
دلیل هایی که برای بازی کردن مطرح شده شامل خنده ، تطبیق با محیط، جذابیت، کنجکاوی (در مورد خود)، اجرای خلاقیت و زیرکی، امتحان شانس، هیجان، تلاش (برای پیدا کردن راه فرار از دستور)، و ریسک هست.
برای نمونه قسمت هایی از جواب ها رو کپی می کنم:
1- برام خيلی جالبه که ببينم بعدش چه می کنم
kolli hayajan dare 2
to survive 3
4- با نيت خنده
5- خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو!
(ولی گوسفندوار همرنگ نشی ها!!!!!)
6- با زيرکی و خلاقيت بازی رو پيش می برم
7- وقتی نوبتم شد يه طوری از رسوايی فرار کنم
8- چون شانس خیلی خوبی دارم و ميدونم سخت ترين بازيش به من می افته و زود از بازی خارج ميشم!!
9- فکر کنم بشینم و منم یه کارت بردارم ولی بستگی داره سوال توی کارت چی باشه که انجام بدم یا ندم
چرا بازی نمیکنم
دلیل اینکه چرا بعضی ها نمی خواهند بازی کنند متفاوت تر و حتی گاه متناقض هست. بعضی ها علتش رو به ارزش ها و آداب ایرانی نسبت می دهند، بعضی دیگه فکر می کنند این ربطی به ملیت نداره و یه انتخاب کاملا شخصیه. بعضی ها مسئله اخلاق رو مطرح می می کنند ، در مقابلش کسانی هستند که اتکاء به اخلاق رو گاه مشکل آفرین می بینند و علت بازی نکردنشون رو بیشتر غیر روشنفکرانه بودن آن می دونند. عده ای بازی رو جذاب نمی دونند و بعضی فکر می کنند اصلا وقت تلف کردنه . یک نفر حتی خدا رو شکر می کنه که تا به حال همچین جاهایی نبوده. ارزش هایی مثل اصالت، و شخصیت و تربیت ( شیر مادر) هم هم مطرح میشه. بعضی هم از اسم بازی لجشون می گیره و معتقدند اسم کاذبی هست.
کپی از نظر ها:
10 - اصلا جذابيت نداره يه جور وقت تلف کردنه.با اعتقادات خودم هم جور در نمیاد.
11- آخرين شغلی که در دنيا ممکن است! اختيار کنم دلقک شدن است!
12 as a personal (not national) decision. Some people like biking... Some don't
13- احساس وقت تلف کردن ميکنم
14- اگر ما آنجا بودیم و لباسمان را مثلا نخواستیم در بیاوریم به خاطر رعایت اخلاق و حجب و اصالت و این حرفها نیست ... بلکه کنار نیامدن با اداهایی است که گروهی از طبقه مشخصا غیر روشنفکر مخصوصا در جاهایی مثل آمریکا ـ عمدتا ـ هر چند بین طبقه های پایین دست در اروپا هم وجود داره. ....
15 - اگر انجام چنين كارهايي و شكستن مرزهاي اخلاقيات و عرف احتياج به دل و جرئت داره ، پس خيلي از آدمهايي كه ما آنها را آدمهاي بي اخلاق مي دانيم، در حقيقت بي اخلاق نيستند.
16-شايد حتی اين آدمها که فرهنگی متفاوت از جامعه ی ما دارن هم يک خجالت فروخورده و پنهانی دارن…رای سرپوش گذاشتن روی اين احساسهای اذيت کننده … «بازی دل و جرات» …..
17- نمیگم چون در آمریکا هستم و نباید جلوشون کم بیارم
18.حاضر نيستم اصالت اصلی خودم رو به باد بدم
19- اگه مادرم می فهميد ميگفت شيرم حرومت ميکنم
20- چون برای عقاید شخصیم احترام قایلم.
21-خوش بحال خودم که اصلا تا حالا از اين مهمونیها نرفتم.
چرا تماشا می کنم
عده ای تمایل دارند بازی رو تماشا کنند .اما دلیل هاشون نشون دهندهء تفاوت گاه شدید موضع شون هست: کنجکاوی در مورد ملیت ها یا افراد مختلف، جذابیت بازی، همراهی با دوستان بازیگر، خنده، قضاوت و انتخاب و حذف معاشرین.
کپی از نظرها:
22- …كدوم كشور چطور رفتار ميكنه را تعقيب ميكنم،
23- هی باید سرک بکشم چون نمی تونم جزابیت این بازی رو انکار کنم
24- اگه دوست عزیزی دارم که میخواد شرکت کنه هرگز نظرم رو بهش تحمیل نمیکنم و من هم با او خواهم خندید.
25- اما قطعا به اعتماد به نفس اونای ديگه حسوديم ميشد!
26- بقیه سرگرم باشن منم با خوشی دیگران خوشمه
27- بهتر بفهمم که دلم ميخواد با کدوما بيشتر ارتباط داشته باشم وبا کدوما کمتر.
جند تا سوال برام پیش اومده.
1. چرا اغلب خانم ها با شرکت در بازی مخافت کردند و اغلب آقایون موافقت؟
- اینکه "سه خانم ایرانی مجلس در بازی شرکت کردند و یک آقای ایرانی مجلس که اول در بازی حضور داشت زود ترکش کرد" رو چه جوری میشه با این مورد آشتی داد؟
۲- از کسانی که بازی نمی کنند: قرار بود تصور کنید در امریکا و بین دانشجویانی هستید که به عبارتی همکلاسی ها یا هم دوره ای های شما برای چند سال خواهند بود. روابطتون رو باهاشون چه جوری شکل می دید؟ قطع رابطه؟ رابطه با اکراه؟ فقط رابطه در کلاس؟ چه جوری بهشون نگاه می کنید؟ فکر می کنید اون ها به شما چه جوری نگاه می کنند؟ مهمه؟ چرا؟ مهم نیست؟ چرا؟ اگر فکر می کنید بازی وقت تلف کردن هست به جای بازی (تو این مهمانی) چه میکنید؟
۴. از کسانی که بازی می کنند: چی بیشتر شما رو به طرف شرکت تو بازی می کشونه؟ تا کجا حاضرید پیش برید؟ آیا تصمیم در مورد بازی کردن یا نکردن و چگونگی اعمال و رفتارتون رو یه مسئله شخصی قلمداد می کنید یا خودتون رو نمایندء کشورتون می دونید؟ فکر می کنید بازی کردن شما با اخلاق، اصالت ، شخصیت، و حتی روشنفکری شما مغایرتی دارد؟
۴. از تماشا چی (نما) ها: شما فکر می کنید اگر بنشینید اونجا و فقط به بازی نگاه کنید بقیه رو معذب نمی کنید؟ چشمشون کور؟ اصلا براتون مهمه که اگر بازی نمی کنید مزاحم نباشید؟ اگر تماشای بازی به هر دلیلی براتون جدابه برای اینکه با سنگینی نگاهتون بازی رو خراب نکنید چه می کنید؟ اگر بازی رو غیر اخلاقی یا ضد روشنفکری می دونید تماشایش رو چطور؟
چند تا از سوال های مطرح شده توسط دوستان رو هم کپی می کنم. شاید کسی جوابی داشته باشه:
29- .... اکثرا به جای جواب دادن به سوال در مورد اين اين موضوع قضاوت کردن! يعنی اين موضوع تا اين حد غیر متعارفه که بعضيا حتی جرات فکر کردن در مورد اينکه تو اون شرکت می کنن يا نمی کنن رو به خودشون نمی دن؟!
30- ... درك نمي كنم لزوم انجام چنين بازي ها و كارهايي چيه؟ بعدش چه اتفاقي مي افته؟ آدمهاي شركت كننده را طور ديگري مي بينيم يا خودمان را؟
31- اگر بازي بغل دستي مستقيما بايد روي ما اجرا شود چي؟ اگه نخوايم كيو بايد ببينيم؟
چطوری بازی می کنم/بازی نمی کنم
دفعه قبل فقط یکی دو نفر دربارهء چگونگی عملشون چیزی گفتند. یک نفر نوشته:
28- ...يه جليقه استين حلقه ای بپوشم و دکمه هاش رو هم نبندم …
( سوال: حالا چرا دکمه اش رو نمی بندی؟)
بقیه بیشتر درگیر تصمیم برای بودن یا نبودن بودند. ولی مسئله فقط آن نیست. چگونه بودن یا نبودن هم مهمه. یکی از دوستان گفته که شرکت می کنه. بعد تذکر داده : حرفه ديگه . کی ميخواد عمل کنه حالا ؟! ده نه دیگه. برای اینکه نظرمون رو به عمل در بیاریم می تونیم سناریوی پست قبلی رو ادمه بدیم: جعبه کارت ها به شما رسید. حالا شما اولین تصمیم مهمتون رو گرفتید. البته هنوز می تونید تغییر عقیده بدهید. چرا که نه؟ هان؟ بازی می کنید؟ نمی کنید؟ چطوری؟ اگر نخواهید بازی کنید اون رو چه جوری نشون میدید؟جعبه رو می کوبید رو سر بغل دستی؟! اگر تصمیم گرفتید کارت بردارید چی؟ پیشاپیش شروع می کنید به کندن لباس؟ فکر کنید یکی از دستورهای نسبتا سختی که گفته شد رسید به شما. مثلا:
- آیا هیچ وقت در رویا و آرزوهایتان خودتون رو با یکی از ستاره های سینما یا صحنه دیدید؟ کدوم ستاره؟ رویایتون رو تعریف کنید! اگر رویایی نداشتید یک تکه از لباستون رو دربیارید!!!
نیش همه هم باز و منتظر. خوب؟ اقدام بفرمایید!
------------------------------------
بخش خودمونی
- تو فکرم برای ورود دوستان غیر ایرانی به اینگونه گفتگوها راهی پیدا کنم. زبان مشکل اصلی هست.
- باز هم چقدر پستم طولانی شد!
-ب.ت. عنوان پست به خاطر کامنت بهنام کش اومد!
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸٦/٦/٢٥ - پروانه