خانه وبلاگ
ايميل من
نویسندگان وبلاگ
پروانه
آرشیو وبلاگ
لینک دوستان
.مانی موفرفری من
م قائد
علی حيدری
افرا و پاييز
حامد
صفورا
شادی بيضايی
منيرو روانيپور
پاتوق ادبی
احمد
محسن عمادی
عکس فوری
توکای مقدس
جشن بیکران
رضیه
صفا و وفا
نازخاتون
ارغوان
غريبه ای نام آشنا
داش مسعود
پژمان نوروزي
جوجو
داوود پنهاني
محبوبه
رضا علامه زاده
خورشید خانم
سرباز معلم
آلما
زانيار
زيتون
کریم جعفری
صندلی
صالح
مانی کلانی
محمد
گيتی
ladybird
آلوچه خانم
معلم فارسی
مریم اینا
IranDokht
campus watch
NّIAC
آنارشیست
نیلوگویه
گیس طلا
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان
اخبار ایران
این ای میل رو ارغوان در جواب پست قبلی زحمت کشیده برام فرستاده. حیفم میاد فقط برای خودم نگهش دارم. با اجازه اش ( به خدا اجازه گرفتم) اینجا کپی اش می کنم:
ارغوان:
ببين چيزايي كه نوشتي خيلي اما و اگر داره. خيلي سوالها مطرحه. مثل اين كه: در بين آدمهاي اون جمع آيا آدمهايي هستند كه تو باهاشون خارج از اون جمع معاشرت داري يا خير و اگر آره آيا اونا ظرفيت اين شوخي ها رو دارند؟ پس فردا كه تو رو ببينن آيا نمي خوان به اين شوخي ها ادامه بدن؟
فرض كنيم كه آدمها غريبه باشند و ديگه قرار نباشه اونها رو ببينم و اگر آشنايي هست آدم با ظرفيتي ارزيابيش كنم.
من فكر مي كنم بازي مي كنم به شرطي كه با شوهرم در اون جمع باشم و اون ميل داشته باشه اونجا بمونيم و بازي كنيم. (البته با شناختي كه ازش دارم مي دونم يه مشت بد و بيراه بار اون آدمها مي كنه و مجلس روترك مي كرد) اما من ترجيح مي دادم اگر ميل به بازي هم ندارم همونجا بشينم و بخندم و فقط كارت بر ندارم. اگر هم وارد بازي بشم به هيچ وجه اجازه نميدم كسي بهم دست بزنه يا به كسي دست بزنم و اگر كارتي بهم بيفته كه مثلا توش نوشته باشه لخت شو ترجيح ميدم با شوخي اجراش كنم و اداش رو در بيارم و يه جوري از زيرش در برم اصولا اگر دستوري بهم پيشنهاد بشه كه نتونم از زيرش در برم با اين ديد بازي نميكنم كه نبايد كم بيارم. بعضي بازيها هستند كه بازنده بودن توشون از برنده بودن بهتره.
در ايران هم بازيهاي مشابه اين مي كنيم گاهي. مثلا بازي اي هست كه آدمها اسمهاي اشيا و كارهاي مورد علاقه و اشخاص رو مي نويسند و بعد اونها رو به هم مي ريزند و جمله اي مثل اين در مي ياد:
ساناز كنار دريا با الويس بروسلي مي خوابد...
يا مثلا بازي اي مثل يه مرغ دارم بازي مي كنيم و جريمه ي بازنده رو با كارتهايي شبيه اينها البته نه به اين كثيفي كه نوشتي تعيين ميكنيم. مثلا با باسنش روي ديوار بنويسه دوستت دارم يا اگر مرده آرايشش كنند و عكس بندازند و اگر زنه مثل دزداي دريايي درستش كنيم و اينها...
البته آخرين باري كه از اين بازيها كرديم بر مي گرده به چند سال پيش...
حالا نظر خودم رو خودم كاوش مي كنم:
در مورد جواب به سوالات:
اين كه چرا خانمها مخالفت كردند و آقايون موافقت جوابش خيلي طولانيه. بايد يه كتاب مثل جنس دوم رو برات خلاصه كنم.
(در مورد عكس العمل فرضي شوهرم هم قضيه به اين بر مي گرده كه خوب اون دوست نداره خانمش چنين بازياي كنه و اداهاي روشنفكري هم بهش اجازه نميده كه بگه تو حق نداري بازي كني پس ترجيح ميده اونجوري عمل كنه. اما مطمئن نيستم ولي حدس ميزنم اگر تنها باشه ترجيح ميده تماشاچي باشه شايد به همون دليلي كه يكي نوشته! بهتره با تقليد از يه جمله ي مشهور بگم: من دلقك نيستم ولي دلقكها را دوست دارم!)
در مورد دانشجويان اگر بازي نكنم فكر مي كنم اتفاقي نيفتاده و از فردا كه برم رابطم با اونها عاديه. من به اين به ديد يه بازي نگاه مي كنم. مثلا توي جمعهاي خودمون اگه كسي نخواد هفت كثيف بازي كنه فكر مي كنيم آسمون به زمين اومده يا اتفاق مهمي افتاده؟ نه! نمي خواد بازي كنه. خوب اگر ترجيح بدم كه بازي نكنم و نگاه هم نكنم. قدم مي زنم بالاخره يه كاري مي كنم.
اگر ما نگاه كنيم چرا بايد معذب بشن؟ بالاخره وقتي اون خانمه تصميم ميگيره لباسش رو در بياره به فرض اگه من تماشاچي اونجا حضور نداشته باشم همبازيهاش كه عملش رو مي بينن. فرض كن اون بخواد خودش رو قانع كنه كه به تمام خانمها و آقايون اونجا يه چنين كاري تحميل مي شه و با اين ديد بخواد معذب نباشه و با ديدن تويي كه فقط تماشاگري معذب بشه. اين منطقی نيست چون ممكنه به يه بازيكن فقط چيزهاي عادي مثل كفشت رو با بغل دستيت عوض كن بيفته يا يه جوري از زير چيزاي كثيفش در بره. راستش در مورد غير اخلاقي بودن يا نبودن بازي خيلي سخت مي شه نظر داد. اين بازي از يه جهاتي به آدمها اجازه مي ده تا از مرزهايي كه هميشه اونها رو درگير كرده عبور كنند به اين ترتيب ممكنه با انجام اين بازي شجاعت كارهايي كه در زندگي عادي به خاطر سنتها از اونها منع شده اند رو پيدا كنند اما مسئله اينجاست كه آيا همهي آدمهاي شركت كننده ظرفيت اين رو دارند كه بفهمند اين يك بازيه و در زندگي عاديشون نخوان به اين بازي ادامه بدن و اين كه آيا اين بازي اثرات مخرب ديگه اي داره يا نه خيلي پيچيده است. به نظرم مي ياد چيزي رو مطرح كردي كه به راحتي قابل بحث نيست. مثل فرويد كه چيزي رو مطرح كرد كه اثبات رد شدنش چند ده سال طول كشيد و اثرت مخرب اون تا ابد باقي مي مونه.
اما اصولا اين يه اصله كه هر چيزي رو غير اخلاقي بدوني حتي اگر تماشايش رو هم غير اخلاقي بدوني اغلب ممكنه از عملي كه غير اخلاقي مي دوني دوري كني ولي ممكنه به ديدن عملي كه غير اخلاقي مي دوني ترغيب بشي.
در فيلم سينما پاراديزو خيلي قشنگ اين امر رو توضيح داده. كشيشي كه مسئول سانسور صحنههاي بوسه است صحنهها رو با چشمهاي گرد شده مي بلعه. يه وقتايي يه عمل رو همه قبول داريم غير اخلاقيه ولي در ابراز اين كه اون عمل غير اخلاقي رو مرتكب شديم يا مي شيم ننگي نداريم. هيچ كسي حاضر نيست اعتراف كنه كه رشوه گرفته ولي خيلي ها با افتخار از اين كه رشوه دادند صحبت مي كنند در صورتي كه هر دو كار به يك اندازه گناه تلقي مي شه. در مورد صحنه هاي غير اخلاقي هم همين طور. كمتر كسي پيدا مي شه كه به رابطه نامشروعش اعتراف كنه ولي همه خيلي راحت از ديدن سي دي رابطه نامشروع فلان آدم معروف حرف مي زنن.
براي اين كه اون آدمها معذب نشن هم مي شه خنديد مي شه تشويق كرد و ...
از اون (نما) كه نوشتي و لحنت معلومه از دست آدمهايي كه دوست دارند تماشا كنند خيلي عصباني شدي. اين سوالت بر خلاف باقي سوالهاي خيلي جهت گيري داره و جملاتش رو دوست نداشتم.
در مورد جواب 29- آره غير متعارفه. به اونها هم بايد حق داد.
در مورد جواب 30- قرار نيست بازي كنيم كه اتفاق خاصي بيفته. اصولا بازي ها لزومي ندارند و جاي خالي هيجان رو در زندگي بشر پر مي كنند ولي هنوز زياد خوشبين نيستم كه بازي تو اثرات مخرب نداشته باشه.
(قمار كردن خيلي هيجان داره و خيلي جذاب و جالبه ولي مخرب هم هست. قبول داري؟)
در مورد جواب 31- خوب اين بستگي به خلاقيت و تبحر ما داره كه اگه نمي خوايم يه جوري طرف رو بپيچونيم. (اوه! همچين حرف مي زنم انگار صد بار بازي كردم!)
در مورد اين كه بازي كردن يا نكردن به با اخلاق و با اصالت بودن اون فرد بر مي گرده فكر نمي كنم اين طور باشه. به نظرم بيشتر بر مي گرده به اين كه چقدر توي كله اش حصار طراحي كرده باشن. ولي به فرهنگ قومي و خانوادگيش بر مي گرده. در مورد اين كه هر كس بازي رو چطور انجام مي ده ولي فكر مي كنم به اصالت و اخلاق و دين ربط پيدا كنه. خودت هم در مثالهات يكي رو مثال زدي كه كارت رو مي ذاره زمين و سرخ مي شه و دستور رو انجام نمي ده و يكي كه روي همه رو از پررويي سفيد كرده...
راستي دلم مي خواد بدونم اينها رو از خودت در آوردي يا از جايي خوندي؟
فيلم چشمان كاملا بسته رو چي ديدي؟
خداييش خوب همه رو گذاشتي سر كار ها!
همه مي پرسن تو خودت شركت مي كني يا نه و تو به ريش همه مي خندي و جواب نمي دي.
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸٦/٧/٩ - پروانه