خانه وبلاگ
ايميل من
نویسندگان وبلاگ
پروانه
آرشیو وبلاگ
لینک دوستان
.مانی موفرفری من
م قائد
علی حيدری
افرا و پاييز
حامد
صفورا
شادی بيضايی
منيرو روانيپور
پاتوق ادبی
احمد
محسن عمادی
عکس فوری
توکای مقدس
جشن بیکران
رضیه
صفا و وفا
نازخاتون
ارغوان
غريبه ای نام آشنا
داش مسعود
پژمان نوروزي
جوجو
داوود پنهاني
محبوبه
رضا علامه زاده
خورشید خانم
سرباز معلم
آلما
زانيار
زيتون
کریم جعفری
صندلی
صالح
مانی کلانی
محمد
گيتی
ladybird
آلوچه خانم
معلم فارسی
مریم اینا
IranDokht
campus watch
NّIAC
آنارشیست
نیلوگویه
گیس طلا
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان
اخبار ایران
شما هیچ جور تیک ندارید؟ البته منظورم بیشتر تیک روانی هست تا عصبی. از اون رفتارهای عجیب که عادتتون شده باشه و خیلی هم دلیل منطقی نداشته باشه. یه جورایی مثل وسواس می مونه. من یکی دارم. اول بگم که وسط هال خونه ما همیشه یه مشت اسباب بازی ولو هست. ماشین، مداد رنگی، لگو... به همون سرعتی که جمعشون کنم باز پهن می شوند. این هم بگم که مانی اصالت بچه ایرونی بودن خودش رو حفظ کرده و شب ها تا تمام لات و لوت های محل نرند سر خونه زندگی شون و کپه نگذارند امکان نداره بره سمت تخت خوابش. اینه که وقتی دست از سر اسباب بازی هاش بر می داره و راهی خواب می شه من دیگه رسما جنازه ای بیش نیستم. این موقع هست که دو تا از وظایف شاقم تازه شروع می شه. یکی اش کتاب داستان خواندن (به دو زبان مادری و نامادری) برای ایشون هست که این رو مانی ازش نمی گذره، اون یکی اش هم همون تیک روانیه هست.
بنده در همان حال زار باید، تاکید می کنم "باید" حتما وسط هال رو از اسباب بازی های مانی تخلیه کنم. نه اینکه از فرط انضباط نصف شبی خونه تکونی کردنم گرفته باشه ها. نه. اصولا خیلی هم تلاش نمی کنم که اسباب بازی ها رو سر جاشون بگذارم. اغلب فقط میگذارمشون کنار. یعنی فقط باید وسط هال رو تا جایی که در مسیر در خروجی آپارتمان هست قبل از خواب خالی کنم. حالا چرا ؟
دلیل: واسه اینکه نصف شب اگر یهو خواستیم تو تاریکی سراسیمه و کورمال کورمال از خونه فرار کنیم جلوی پامون صاف باشه!
------------------
خودمونی
- مادر سپید، وضع افغانی ها در ایران آنقدر ها هم ردیف نیست. اغلب کار سیاه می کنند. اون کارها را که اینجا هم میشود کرد. از همه بدتر اینکه اگر اشکالات قانونی داشته باشند به بچه شان شناسنامه نمی دهند. به همین دلیل بچه هایشان در مدرسه ثبت نام نمی شوند!
- جناب زمانی ،خوش آمدید. لطف کردید کامنت گذاشتید. از تبریک هم ممنوم. خوبید؟
- پدرو، برگشتن با برنگشتن ما هنوز خیلی قطعی نیست. بستگی به شرایط حقوق مسلم مان خواهد داشت (چشمک). راستش دلمان می خواهد درس و مشق مان که تمام شد گاه اینجا و گاه در ایران و حتی بقیه کشورهای خاور میانه باشیم.
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸٦/٩/٢۳ - پروانه