persianweblog persianblog
من و روزبه و مانی

بازی ترانه های ایرانی

ساعت پنج عصر پیچ سیاه پایینی سمت راست  تلویزیون رو که می چرخوندیم  قبل از اینکه تصویری رو صفحهء سیاه ظاهر بشه صدا بود که پخش می شد.  30 – 40 ثانیه ای  به صدا گوش می کردیم و زل می زدیم به صفحه سیاه تلویزیون تا  تصویری خودش رو به صدا برسونه. تصویر دو شیر سیاه و سفید  پشت داده به هم به صدای سرود شاهنشه ما زنده بادا... ، تصویر چهرهء مهربون خانم برومند به صدای گرمش که برنامه های کودکان رو اعلام می کرد، تصویر هیکل خپل مهرنگ یا قد و قوارهء دراز اورنگ به صدای آهنگی کودکانه.
  از وقتی که وفا به بازی ترانه های ایرانی دعوتم کرده هر بار که وقت و بی وقت و جا و بی جا  یاد این بازی میافتم، عین تلویزیون شاوب لورنسمون اول صدایی تو ذهنم پخش میشه بعد آروم آروم لامپ تصویر خاطره ای گرم می شه و صحنه ای جلوی چشمم ظاهر.
 
وقت/جا:
 دارم باکسم رو چک می کنم. ایمیل های تبلیغاتی سمج رو از باکسم حذف می کنم. کداک. 15 صفحه پرینت فقط 5 دلار. پست مستر. تحصیل در منزل.
یاد بازی میافتم. صدایی میاد :
قریه من به جای پولاد
چشمه رو می پرستید
قریه من خوب و صمیمی
دلچسب و زیبا
شعری قدیمی
سوت سوت سوت ... ( فریدون)
تصویری تو ذهنم روشن می شه: قله. خاک. طلوع. شهر پهن شده اون زیر تا دورها. کرج. جاده ای که از زیر کوه بیرون زده، رفته  تو دل خونه های  کوتاه  و وسیع و بعد خونه های بلند تر. شهر هنوز خوابه.  مزرعه های هشتگرد  اونطرف ها سمت راست. نسیم خنک. مژده جفتک می پرونه. مجید خرما تقسیم می کنه. فقط دوتا. کتری دود زده از گوشه کوله اش آویزونه. محمد مسیر برگشت رو تعیین میکنه. درهء پروانه ها. و مقر بساط کباب خوری رو. وعده می ده. لیمو اهوازی. سیب زمینی زغالی. بادام زمینی برشته. چند نفر دیگه هم هستند. صورتشون ثابت نیست. هی عوض می شند. رامین یا نازی یا فرهاد یا پرند یا فیروزه...
 این ایمیل از کتابخونه هست. به قول اینا:اوپس. جریمه. کدوم کتاب؟ Gelead . فعلا تمدیدش کنم.
 
وقت-/جا:
- لیوان بزرگ قرمز توی مایکروفر می چرخه. اسم دانشگاه آریزونا میاد جلو. دور میزنه. برمیگرده عقب. باز. باز. شمارش معکوس  روی صفحه. 20. 19. 18. 17. زود باش دیگه. الان برک تایم تموم میشه. 
صدا: بوی عیدی بوی توت
بوی کاغذ رنگی
بوی تند ماهی دودی...(فرهاد)
تصویر: کفشهای سفید من فرز و چابک توی یه سربالایی تند بالا میره. کوچه ء مادر (بزرگ). ذوق نون نخدچی های چهار پر و نون برنجی های لوز. دوتومنی نوی لای قران. تکونش که بدی  حتما جرق جرق صدا میده. ساقهء شویدی هویج سبز شده ء توی لیوان پشت پنجره. دختر خاله ها. کی زودتر رسیده؟ لباس عیدشون چه رنگیه؟ 
بوق بوق بوق. دانشگاه آریزونا توی فر معطل مونده. یه قاشق نسکافه. یه قاشق شکر. خانم استاد از کنار در آشپز خونه رد میشه میره تو کلاس. لبنانی الاصل. جوان. فول پروفسور. چه راحته. موبایل احمد عراقی وسط کلاس زنگ می خوره. یه آهنگ عربی قر قنبیلی اساسی. استاد دستاشو میاره بالا شونه اش رو می لرزونه. عطر نسکافه سرحالم می کنه. داغه. برک تموم. ببرمش سر کلاس.
 
وقت-/جا:
- ببینیم چی بذارم برای اسنک مدرسه مانی. موز. شیر. برای صبح. پرتقال برای ظهر. سیر نشه بهتره. بیاد خونه نهارش رو بخوره.
صدا: می خوام برم کوه
شکار آهو
تفنگ من کو لیلی جان
تفنگ من کو
بالای پشتی
عاشق رو کشتی
با خون عاشق لیلی جان...(پری زنگنه)
تصویر: چشم های خمار مانی زل زده تو چشمای من. سر کم مویش  روی سینه ام. پلک ها سبک بسته می شند. سنگین باز می شند. بسته. نفس منظم. معصوم. ناز.
کارتون سوپر وای تموم شد. ساعت هشته. خوراکی هاش رو می گذارم توی کوله پشتی اش. بریم.
 
وقت-/جا:
 - با ترمز سوباروی مدل  91 ، 800 دلاری مون  بازی می کنم. پام رو از روش بر می دارم نم نم جلو میره. فشار میدم. وایمیسه. اون طرف چراغ قرمز ساختمون سازی هست. دارن با جرثقیل تیرچه های چوبی سقفش رو کار میگذارند.
صدا:
    میون این همه کوچه
    که به هم پیوسته
    کوچه ء قدیمی ما
    کوچه بن بسته
   دیوار قدیمی یه باغ خشک...(داریوش)
 تصویر: دور آتیش تو هم چپیدیم. تاریک. سرد. روزبه. میثم. بهنام. بابک. سجاد. صالح .   مرضیه. تناردیه ها. کوزت. کلبه چوبی. پناهگاه مشترک ما و گاوها.
صدای بعدی : ما دو بال پرواز مرغ عشقیم ...(آرین)
تصویر: دشت. مه غلیظ. خنک. نم. پایکوبی دور آتش. همان جماعت.
 تیرچه سه گوش چوبی تو آسمون تاب می خوره. نیافته؟  مثل ماکت بازیه.  یه عکسی برای محمد بندازم ببینه ساختمون سازی چوبی رو. اگر این دوچرخه سوارها بگذارند.
 
وقت-/جا:
- درجه رو از دهن مانی در میارم. 99.8F. محاسبه می کنم. بالای 38C . بهش میگم : مامان جون ببین از 100 اومد پایینتر. داری  خوب میشی.
 صدا:
 صدای خواننده واضح هست.  رسا ، محکم و با صلابت. مرضیه. ولی کلامش پراکنده به ذهنم می رسه. حکایت طاوسی هست و بال زیبایش و پک و پزش ولی انگار کنفت میشه. بابت پاهای بی ریختش.
تصویر ( سیاه-سفید میشه!). دو حلقه ء شیشه ای رنگ بزرگ روی گرامی سفید می چرخند . از یکی از حلقه ها نواری باریک قهوه  به حلقه دیگه میره. هر چی از محیط  نوار پیچیده در مرکز یک حلقه کمتر میشه به اون یکی اضافه میشه. صدای مامان با صدای مرضیه همراه میشه.
حوله ء روی پیشونی مانی را برمیدارم. طرفی که روی پیشونی اش بود گرم هست.  تبش باز بالا میره. باید ببرمش دکتر. بیمارستان یو ام سی؟ 150 دلار ویزیت؟ فدای سرش. به روزبه زنگ بزنم بگم امشب ما نمیایم دنبالت. تو هم اگر تونستی وسط کلاس یه زنگ بزن به من.
 
وقت-/جا:
 - " Have a great day". گوشی رو میگذارم. بابا  چرا این جماعت هر کدوم یه جور لهجه عجیب غریب دارند. پیغام را برای مدیر مدرسه می نویسم. ثبت نام در کمپ تابستانی. اگر همون قدر که من فهمیدم خانمه چی میگه اون توضیحات منو فهمیده باشه حتما تابستون  اخبار ساعت 9 کانال توسان خبر مفقود شدنش رو پخش می کنه.
صدا:
تو دوری از برم
تو دوری از برم
دل در برم نیست خدا خدایا... (شجریان)
 تصویر: اتاق کوچکم تو خونه خانم اشتری. نامهء باز روزبه روی در. دست خط پاکیزه اش. شعری از سید علی صالحی. سنگهای مرمر سالن. تابلوی کمال الملک. کوه های لخت ولنجک در قاب پنجره.
 
بچه های کلاس آول (=جغد) میاند بیرون. زنگ تفریح.
های جنیفر
های ...
 
وقت-/جا:
 این فوت سیتی قیمت های تره بارش خوبه ولی بدیش اینه که صندوقش همیشه شلوغه. چرخ دستی رو هل می دم تو صف پشت خانم مکزیکی با جین تنگ و کوتاه و تاپ تنگ تر و کوتاه تر. تو چرخ دست اش نگاه می کنم. وای تا خرخره پره.   نصفیش فقط سس سالسا. مانی بالا جلوی چرخ دستی نشسته. پاهاش تاب می خوره: " مامان من سبک هاش رو میگذارم رو ریل" .
صدا:
 اونجا کیه کیه پشت دیوار کیه
سایه شو من می بینم
شاید خواب می بینم ...
یه صدای پا میاد
یه صدای پا میاد...(گوگوش)
تصویر: اتاق مشترکمون. در کمد پروین. عکسهای رنگ و وارنگ گوگوش. موهای طلایی گرد. ابروهای کمانی قهوه ای. پلک های برجسته سبز. موهای بلند مواج. پوست برنز. ابروهای بور. کلاه کج سیاه. تور مشکی روی صورت تا روی چشمها. موهای کوتاه کوتاه. مثل موی خودم. ایران خانم پرسید: چه مدلی؟ مامان: گوگوشی. ایران خانم: به بچه ها میاد. مامانم: یه مدت راحت باشه. ایران خانم پیشبند سفید رو محکم خفت گلوم سنجاق می کنه: با موهات کلاه گیس درست می کنیم واسه بی بی رباب. غش غش مامان سهیلا زیر دست زن بندانداز. تصویر ریخت بی بی رباب. صورت سفید چروکیده. چشم های تنگ بی رمق. لبهای رو هم افتاده آویزون. موهای سیاه پر پشتم دور صورتش میریزه. می خنده. لثه های لختش تا انتها بیرون میافته. خودم رو از صندلی چرمی سیاه بلند بالا می کشم: "موهام رو اول ببافید بعد قیچی کنید. می برمشون." 
 دختر صندوق دار: اولا
من: های
دختر: اسپنیول؟
من: نو اسپنیول. جاست لوک سو. لبخند.
دختر: سی. سی. لبخند.
 


سیل صدا ها ادامه داره. تصاویر از پی اش.

-------------------------------------------------------------------------

خاطره ها نمی گذارند ساده بگم که:
- شجریان یک پدیده هست که به قول اینوری ها لِجندری (اسطوره ای. افسانه ای) خواهد ماند.
- صدای  شهرام  ناظری وقتی با دف و نی کامکارها می خونه "من چه سبزم امروز و چه اندازه تنم هشیار است" خیلی حال داده.
-  برای رقص آهنگ های محلی (آذری، کردی، بندری، قاسم آبادی..) و بابا کرم و آهنگای شاد اوبس اوبسی رو دوست دارم. و از ترانه های بزمی و شیدایی و کوچه بازاری برای دسته جمعی آواز خواندن خوشم میاد.
-  غیر از دهه سی و چهل که اوج آواز و موسیقی ایران بود، دم انقلابی ها هم کارهای قابل ملاحظه ای داشتند. و برام جالبه چقدر شهریار قنبری شعر خوب داده به اونها. مثل نیاز فریدون فروغی، جمعه غمگین فرهاد، اون که مثل رهاییه سیمین غانم، و خیلی از شعرهای ترانه های  معروف گوگوش و بقیه . و از همه مهمتر "بوی گندم مال من" داریوش که چقدر مناسب زمان خودشه ولی ماندنی.
- راستی، محسن نامجو هم خوب تک چرخ میزنه.
 
نمی گم از کدوم ها خوشم نمیاد. غیبت می شه! راستش برای جبران روده درازیم نمی گم. تازه، گناه دارند. از یه خواننده ء مهجور از وطن و مخاطب و بازار چه انتظاری میشه داشت؟ همین که گاه گاهی مهمونی هامون رو می ترکونن دمشون گرم.
 
به علت غیبت زیاد نمی دونم کی به بازی دعوت نشده.
حپاو رو باز دعوت می کنم بس که قشنگ نوشته بود تو بازی کتاب. هر کی هنوز دعوت نشده دستش بالا.

پی نوشت، قسمت هایی که خط زدم  رو اینجوری حذف می کنم. بعد از آپ کردن فهمیدم که اضافه گویی اند. احمد مطمئنم کرد. 


پی نوشت، یه جورایی مرتبط با این پست و عکس.بهنام

 

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٦/۱٢/٢۱ - پروانه