persianweblog persianblog
من و روزبه و مانی

چیزی نمونده...

این هم از نوع جدید ویزام. دیروز ویزای F1 رسید. خب. حالا دبگه چیزی نمونده. پنج سال درسمون طول می کشه و بعد اگر بلافاصله یه جایی استخدام بشیم و و کارفرما کشته  مردهء ما بشه و خدا بزنه پس کله اش  سریع اسپانسر گرین کارتمون بشه،  سه-چهار سال دیگه اش احتمالا گرین کارتمون رو می گیریم و بعد اگر باز یه چهار سالی اخلاقمون رو خوب کنیم و درس تاریخ مدنی امریکا رو از بر کنیم و قول بدیم سیتیزن های چاکر و مخلصی باشیم  می شیم شهروند آمریکایی!

که چی؟

که بتونیم یه نوک پا بیاییم ایران و بگیم های های وطن.

چیزی نمونده...

 

---------------

- در این که وقتی بیام وطن دفیفا چی میگم قولی نمیدم."های های" با "هوی هوی" با "به به" یا....

- اگر تا اونموقع چیزی از وطن مونده باشه.

- اگر تا اون موقع چیزی از من مونده باشه.

 - (گذاشتن اخبار این پست در کف دست مامان و بابام اکیدا ممنوع! من سال دیگه ایرانم مامان. به جون جورج نباشه به جون حسین.)

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٧/٢/۳۱ - پروانه