persianweblog persianblog
من و روزبه و مانی

دلم ميخواست

الان مهمونی خداحافظی بهنامه. دلم ميخواست تو مهمونی بهنام منم اقلا اینترنتی باشم. از اول تا آخرش. خیلی خوش میگذشت. مانی هم ذوق داشت. انگار آدم وقتی واسه يه چيزی ذوق نشون ميده بايد بزنن تو ذوقش. خوب دیگه. دفعه بعد. هنوز یه عالمه مهمونی های خوب حتما در پیشه. بهنام امیدوارم اونقدر بهت خوش بگذره که یه عمری باهاش حال کنی.

بچه ها! آراز، میثم، بابک، مسعود، آزاده، زهره، حامد، صالح، فک و فامیل خودم، بقیه که دیگه اسم نمیارم ، همه هستید دیگه؟ جمال اینا هم هستن؟ توحید؟ دیگه کی هست (بود) . خوش باشید. جای خودمون هم خالی.

 در ضمن، از اينکه تولدم يادم کرديد ممنون. از اينکه ميايد اينجا (خونه ما)و برامون پيغام ميذاريد هم ممنون.يه عالمه ذوق میکنم.

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٥/٩/٢٩ - پروانه